|
دل نوشته هاي سيد اميرحسين ميرحسيني |
مـرد مـردستان منم، ماه غریبستان منم وارث شب گریه های مرد نخلستان منم
با نـگاهی صد گره از کـار ها وا می کـنم دشمن دون را به گریه خوار و رسوا می کنم
با اشـاره عـالمی را من گـلسـتان می کـنم گر بخواهم یک جهان را خرد و ویران می کنم
من کریمم مِهر از دستان خُردم جاری است هر که از من خواهشی دارد جوابم آری است
مرد جنگم ناخنم افغان من شمشیر من شیر مردم ، تشنه ام ، خون گلویم شیر من
گرچه گفتم مرد جنگم ، آهنی بر ساق نیست من زره دارم ولی جز بندی وقنداق نیست
خصم از فریاد من می ترسد و بیچاره است پایگاه جنگ من در خیمه یک گهواره است
شیش ماهه کودکی با خصم و دشمن رو به روست نیـست آبــی در بسـاطم ، هـرچه دارم آبــروست
[ پنجشنبه دوم آذر 1391 ] [ 12:24 ] [ سیدامیرحسین میرحسینی ]
[ ]
از امشب تا شام غریبان حضرت سید الشهدا لطفا براي ادامه يافتن اين برنامه نظرات و پيشنهاد و انتقادات خود را با روابط عمومي شبكه پنج سيما در ميان بگذاريد.شماره تماس روابط عمومی کل صدا وسیما: ۱۶۲
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |